الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

469

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

فهميدم شش روز است از شهرش حركت كرده و به سوى مكه مىرود . پرسيدم غذا خورده‌اى ؟ جواب داد : « وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَداً لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ » : « ما پيامبران را مثل فرشتگان بدون بدن قرار نداديم تا غذا نخورند » . « 1 » فهميدم چند روزى است غذا نخورده ، گفتم عجله كن تا تو را به قافله رسانم ، جواب داد : « لَا يُكَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا » : « خداوند هيچ نَفْسى را بيشتر از طاقتش تكليف نمىكند » . « 2 » فهميدم كه مثل من در حركت تندرو نيست و طاقت ندارد ، به او گفتم بر مركب من در رديف من سوار شو تا به مقصد رويم ، پاسخ داد : « لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتَا » : « اگر در اين آسمان و زمين چند خدا غير از خداى يگانه بود فاسد مىشدند » . « 3 » آگاه شدم كه تماس بدن زن و مرد در يك مركب يا يك خانه و يك محل موجب فساد است ، به همين خاطر از مركب پياده شدم و به او گفتم شما به تنهائى سوار شويد وقتى سوار شد گفت : « سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ » : « منزّه است خداوندى كه براى ما اين ( كشتيها و چهارپايان ) را مسخر گردانيد و ما هرگز قادر بر آن نبوديم » . « 4 » وقتى به قافله رسيديم گفتم در اين قافله آشنائى دارى ، جواب داد : « وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ » : « محمد نيست مگر رسولى و قبل از او رسولانى ديگر بوده‌اند » . « 5 » « يَا يَحْيَى خُذْ الْكِتَابَ بِقُوَّة » : « اى يحيى كتاب را با قوت بگير » . « 6 » « يَا مُوسَى إِنِّى أَنَا اللهُ » : « اى موسى من خداوند هستم » . « 7 »

--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 8 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 286 . ( 3 ) . سوره انبياء ، آيه 22 . ( 4 ) . سوره زخرف ، آيه 13 . ( 5 ) . سوره آل عمران ، آيه 144 . ( 6 ) . سوره مريم ، آيه 12 . ( 7 ) . سوره قصص ، آيه 30 . .